أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
749
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 5 ) . عروق السدر ، نك . شمارهء 528 . ( 6 ) . تكرار در متن اصلى . به نظر مىرسد كه اينجاى متن تحريف شده باشد . ( 7 ) . الثيل ، نك . شمارهء 238 . الجماهر : نيل . 738 . عنقر 1 اين ريشه « بردى » 2 است و بردى به فارسى لخ ، به سجستانى توتاوى 3 [ ناميده مىشود ] . ( 1 ) . ريشه ( نيز ساقه ) Cyperus papyrus L . است ؛ عيسى ، 6611 . قس . شمارهء 138 ، يادداشتهاى 6 و 7 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 94 ب نوشته شده و در نسخههاى پ و فارسى حذف شده است . ( 2 ) . البردى ، نك . شمارهء 138 . ( 3 ) . توتاوى ( ؟ ) . 739 . عنكبوت 1 به سريانى گواغى 2 ، به رومى ارخاخنا 3 و ارخنا 4 است . ( 1 ) . Aranea ؛ قس . سراپيون ، 230 ؛ ابو منصور ، 411 ؛ ابن سينا ، 545 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . كواعى ، بايد خواند گواغى ، قس . بر بهلول ، 45915 . ( 3 ) . ارخاخنا ، ظاهرا نوشتار نادرست اراخنا ، نك . يادداشت 4 . ( 4 ) . ارخيا ، بايد خواند ارخنا - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 61 ؛ بر بهلول ، 29325 . 740 . عود 1 به هندى اگر 2 و به رومى الواس 3 است . الخليل : كبا 4 نوعى عود است . در زبان عربى براى « عود » نامهاى بسيار وجود دارد و آن داراى انواع گوناگون است . * بهترين آنها هندى ، سياه ، چرب ، سنگين و معروف به « بنگالى » 5 است . سپس [ نوع ] صنفى 6 است كه بويى تندتر از [ نوع ] هندى دارد ، سياهىاش با زردى آميخته است 7 . گونهاى از صنفى به نام « صنفيرى » 8 وجود دارد كه به خوبى اولى نيست . سپس [ عود ] قمارى 9 است - سبكوزن و سفيدگون ، چرب نيست و آن را در معجونها به كار مىبرند . پس از آن [ نوع ] جندرانى 10 است كه از هر لحاظ پستتر از قمارى است 11 .